چگونه یک فوتبالیست در بازی تصمیم درستی بگیرد؟
شما در حال بازی کردن هستید و توپ در اختیار شماست ،دو نفر از بازیکنان همدسته شما در موقعیت های مشابهی برای زدن گل هستند ،به کدامیک پاس بدهید بهتر است؟
بازیکنی به همراه بازیکن همدسته اش با دروازه بان حریف تک به تک میشوند هم خود بازیکن موقعیت گل دارد و هم بازیکن همدسته ،دراین موقعیت بهترین تصمیم چیست؟ به بازیکن خودی پاس بدهد یا خود او مستقیما به سمت دروازه حریف شلیک کند؟
الان پاسخ دادن به این سوالات بسیار سخت است ولی کمی که با هم پیش برویم و مطالب بعدی را ملاحظه کنیم ،پاسخگوئی قدری آسان تر میشود.
تصمیم گیری مطلوب همیشه ناشی از تبادل اطلاعات مغز و احساسات آدمی است. گاهی اوقات مغز مان تصمیمی میگیرد که احساس ما تصمیمی مغایر با آن را میطلبد.که نتیجتا تصمیم مطلوبی نخواهد بود چرا که یا عقل ما راضی میشود و یا احساس ما.همیشه تعامل بین ضمیر خود آگاه ما با ضمیر نا خودآگاه ما بهترین خروجی را خواهند داد و تصمیمات اینچنینی رضایت مندی بعدی را در پی خواهد داشت.
پژوهشی روانشناختی در مورد دو تصمیم گیری با دو شرایط کاملا متفاوت مورد مطالعه و بررسی و مقایسه انجام شد.در گروه اول شرایط تصمیم گیری در مورد کسانی بود که اجازه تفکر و تمرکز در خصوص موضوعات انتخابی خود نداشتند و ذهن و فکرشان در گیر سایر محرک های بیرونی قرار داشت و قاعدتا توجه آنان به موضوع اصلی کاملا معطوف نبود.در گروه دوم کاملا برعکس گروه اول ،شرایط به گونه ای فراهم شده بود که دقت،توجه و تمرکز فکر صرفا به موضوع انتخابی بود.
نتیجه که بدست آمد کاملا غافلگیرانه بود چرا که گروه اول تصمیمات بهتر ، عاقلانه تر و رضایتمند تری نسبت به گروه دوم گرفته بودند!!
از نگاه علمی اینگونه تفسیر میشود که : هنگامیکه تصمیم گیری بر عهده ضمیر ناخود آگاه انسان باشد تصمیمات بهتری اتخاذ میکند. دلیل این مدعی نیز واضح است در ضمیر ناخود آگاه گزینه ها ،شاخص ها و موارد بسیاری تجزیه و تحلیل شده وپس از پردازش به نتیجه گیری و تصمیم منجر میشود در صورتیکه ذهن خودآگاه ما در آن واحد تنها میتواند یکی دو مورد را با هم داشته باشد.
بگذارید بیشتر توضیح بدهم ، و از یک مثال فوتبالی استفاده کنم :
در استادیم تیم حریف و با فشار تماشاچیان ،در هوای بشدت گرم و شرجی ، با صداهای گوش خراش و احیانا الفاظ ناپسند یا هوو شدن از سوی 50 ، 60 هزار نفر و .... سایر شرایط سخت و دشوار و در حالیکه در یک بازی حذفی در دقایق پایانی وقتهای اضافه دوم هستید و چیزی به ضربات پنالتی نمانده ، موقعیتی عالی در اختیار شما قرار گرفته و به همراه بازیکن خودی به سمت دروازه حریف در حال حرکت هستید مدافعان حریف جا مانده و از پشت به دنبال شما در حال کورس هستند ، در حالیکه هر لحظه به سمت دروازه حریف نزدیک میشوید ، بازیکن خودی از شما توپ میخواهد ، و این درحالیست که دروازه بان حریف نیز کمی از دروازه بیرون آمده وسعی در فریب شما داشته و کمی به چپ و گاهی به راست متمایل میشود.اگر شما به بازیکن خودی پاس بدهید ممکن است مدافعان حریف به وی رسیده و موقعیت گل از دست برود ، اگر خود شما اقدام به شوت کنید ممکن است دروازه بان توپ را مهار کند ، زمان نیز در حال سپری شدن است و وقت کافی برای ایجاد موقعیت دیگر وجود ندارد،اگر پاس بدهید و او گل نکند تیم خودی ( مربی ، هم تیمی ها ، تماشاچیان خودی و تلویزیونی و ...) مسلما شما را نخواهند بخشید واگر خود شما ضربه بزنید و باز هم گل نشود به خودخواهی و عدم گذشت محکوم میشوید . پس چه باید کرد؟
بهترین تصمیم همان تصمیمی است که اولین بار در ذهن شما نقش میبندد.در این حالت شک و دودلی و محاسبات دو دو تا چها رتا جوابگو نیست و در این حالت نمیتوان موقعیت فیزیکی را ارزیابی کرد چرا که هر لحظه محاسبات شما با جابجائی افراد به هم میخورد . مدافعین نزدیک تر میشوند ، موقعیت مکانی خود را تغییر میدهند و.... پس در لحظه آخر که میبایست تصمیم را عملی نمود بهترین تصمیم آنچیزی است که همان لحظه به ذهن شما می رسد ،هر چند با محاسبات ذهن هشیار و خودآگاه شما مغیر باشد.
اولین تصمیم ، آخرین اقدام را میخواهد .
تصمیم به پاس دادن به بازیکن خودی = پاس
تصمیم به زدن ضربه مستقیم به سمت گل = ضربه
برای تشریح بیشتر موضوع همین مثال را کمی باز تر میکنم :
1- پیش از آنکه به لحظه آخر و ضربه به توپ (چه پاس،چه مستقیم) برسید ،سایر گزینه ها را سریعا مرور کنید:
توپ سر توپ بزنم تا مدافع پشت سرم غافلگیر شده و از سر راهم کنار بره؟من ،تو ،من با بازیکن همدسته کنم ؟
پاس به بیرون بدم؟ به دروازه بان که رسیدم ضربه چیپ بزنم ؟لائی بزنم؟بدنم رو به چپ متمایل کنم ولی به راست برم؟ دروازه بان رودریبل دو طرفه بزنم؟و......
2- احتمالات خوب و بد را در نظر بگیرید: توپ سر توپ نمیزنم (چون قبلا زیاد اینکار رو کردم دستم رو خوندن. من ، تو، من نمیکنم شاید بازیکن همدسته همراهی نکرد
3- همانطور که به دروازه حریف نزدیک میشوید گزینه ها را محدود کنید :. توپ سر توپ نمیزنم ، من ،تو ،من نمیکنم و..... میماند یا خودم بزنم یا پاس گل بدم
4- نهایتا در لحظه آخر اولین تصمیم ،آخرین اقدام خواهد بود.
آمادگی روانی فوتبالیست
آمادگی روانی فوتبالیست و ضرورت آن
بار ها و بار ها مشاهده کرده ایم که یک تیم فوتبال علی رغم داشتن مهره های ارزنده ،کادر مربی گری بسیار قوی ، مدیریتی کار بلد و موفق ،تماشاچیانی پر شور ،امکاناتی مطلوب ، بازی در زمین خودی و ... بدلیل عدم آمادگی روانی نتایجی بدور از انتظار بدست می آورد و تمام هزینه های مصروف شده مادی و معنوی به یکباره از دست میرود .( خصوصا در بازی های تک حذفی )
یک تیم ، یک بازیکن ،یک مربی و.. .. هر قدر هم از آمادگی کامل جسمی ، علمی ، وغیره برخوردار باشد ولی از روان و ذهنی آماده که قرار است آن جسم و علم را هدایت نموده و از بالاترین سطح آن استفاده مطلوب کند ،برخوردار نباشد ،قطع به یقین نتایج مطلوبی نخواهد گرفت.
شاید تا چند سال پیش مربیان بیشتر به افزایش آمادگی جسمانی بازیکنان برای قدرت بیشتر آنان تاکید داشتند و کمتر به ظرفیت های روانی آنان میپرداختند ،اما در حال حاضر تاکید مربیان بزرگ به آمادگی روانی و.جسمانی بازیکنان در کنار یکدیگر معطوف شده است.
مربیان بزرگ اکنون میدانند چنانچه یک بازیکن در یک مقطع خاص، به دلیل شرایط روانی نامساعد ،توان شرکت در مسابقه ای را ندارد نباید از او استفاده کنند هر چند وی بهترین بازیکن تیمشان باشد.(دیوید بکهام 2009)
آمادگی روانی بازیکنان همانند آمادگی جسمانی ایشان نیازمند صرف وقت ، تمرین ،بکارگیری تکنیک های علمی روانشناختی و بهره گیری از متخصصین مربوطه میباشد.و یک مدیر یا مربی آگاه در کنار سایر عوامل تعیین کننده ،امکان بکار گیری متخصصین این حوزه را برای تیم خود فراهم میآورد.ایجاد ویا افزایش مهارتهائی همچون : توجه ،تمرکز،دقت،کنترل اضطراب،کنترل استرس،انگیزش،اعتماد به نفس،تصویر سازی ذهنی،ریلکسیشن،کنترل هیجان، تفکر مثبت و..... از جمله فعالیت هایی است که یک روانشناس فوتبال برای آمادگی روانی کلیه اعضاء تیم حتی مربیان و مدیران انجام میدهد.
چگونه است که یک دروازه بان در تمرینات بیش از 90% پنالتی ها را مهار میکند اما در بازی رسمی دریغ از مهار یک پنالتی ؟ آیا با تمرینات بیشتر جسمانی مشکل حل میشود؟ مسلما خیر ،حتی گاهی این تمرینات بی پایه سخت موجبات فرسودگی شغلی وی را فراهم آورده و به قول معروف از آنطرف پشت بام بیافتد!!
جالب اینجاست که وقتی از یک دروازه بان در همین شرایط سوال شد که چگونه حتی یک پنالتی را نگرفتی ؟ پاسخ میدهد : در آن لحظه که بازیکن حریف پشت توپ ایستاد ،دهانم خشک شد،چشمانم سیاهی رفت ،همه چیز دور سرم میچرخید ،و... چرا؟ آخه همه چشمشون به من بود ! بازی پخش مستقیم بود !! تماشاچیان هوو میکردند ( حتی گاهی تشویق تماشاچیان خودی نیز این حالت را مضاعف میکند) و...
این دروازه بان میباید بخشی از اوقات تمرین خود را به یادگیری راههای کنترل استرس،اضطراب و افزایش توجه و تمرکز خود معطوف کند.
در حال حاضر ودر دنیای حرفه ای فوتبال ،بازیکنان بزرگ بخشی از زمان خود را صرف آمادگی ذهنی و روانی خود میکنند تا در شرایط سخت و دشوار و مواقع بحرانی توان لازم جهت مدیریت و مقابله با سختی ها را داشته باشند.
در بسیاری از رشته های ورزشی (خصوصا انفرادی) 10 نفر اول مسابقات جهانی به لحاظ آمادگی جسمانی و فنی در شرایط تقریبا مساوی هستند و در یک سطح قرار دارند ،اما آنچه که تعیین کننده سکو های اول تا سوم میباشد ، آمادگی روانی ، آمادگی روانی و باز هم آمادگی روانی است.
اعتماد به نفس و فوتبال
بسیاری از ما مشاهده کرده ایم که در مقابل یک سوال و یا یک رفتار ، مردم رفتار های متفاوتی از هم نشان میدهند بطوری که مثلا برای جواب یک سوال فردی با سری بالا و با صدائی رسا پاسخ گفته و فرد دیگری با وجود دانستن جواب ،با سری رو به پائین و با صدای آهسته وبا مکث و ...
یک فوتبالیست زمانی که پشت ضربه پنالتی قرار گرفته و علی رغم تمرینات زیادو نتایج عالی که گرفته ولی هنگام زدن ضربه ، چشمانش سیاهی رفته و دروازه را کج میبیندو توپ را به اوت میزند، و یا دانش آموزی که با وجود دانش و آگاهی و مطالعه و داشتن رتبه اول دبیرستان ، شب امتحان کنکوررا با کابوس به صبح میرساند وموقع امتحان نیزتپش قلب امانش را میبرد و نهایتا هم نتیجه آن مشخص است.
برخی از مردم به اشتباه تصور میکنند اعتماد به نفس یعنی موفقیت هائی که بدست میآورند ، در صورتیکه اعتماد به نفس واقعی وحقیقی ان است که قبل از این که در کاری موفق شویم نوعی اعتقاد و خود باوری به توانایی خود برای انجام ان کار را داشته باشیم .
اغلب ما ، معمولا" بیشتر به جنبه های ضعیف خودمان اهمیت می دهیم و تمام توجه مان را بر روی نقطه ضعفهایمان متمرکز می کنیم نه بر روی توانائیهایمان.مثلا یک دروازه بان بجای اینکه به تعداد گلهای نخورده خودش تمرکز کند بیشتر بر روی گلهای خورده اش تاکید میکند
اعتماد به نفس ، در واقع همان نظر و عقیده ای است که شما راجع به خودتان دارید.
در یک کلام اعتماد به نفس نیروی محرک بسیار قوی برای رسیدن به اهداف است که در اثر خودباوری بوجود می آید.
مزایای داشتن اعتماد به نفس :
اعتماد به نفس به شما جرات رسیدن به هدفتان را افزایش میدهد.(فیکس بازی کردن در تیم)
به شما امکان ریسک کردن و مواجه شدن با خطرات را میدهد.(اعلام آمادگی جهت زدن ضربه پنالتی)
به شما نیروی مضاعف برای رسیدن به موفقیت های بزرگ میدهد.(سرسختی در تمرینات)
این نیروی قوی تقریبا در تمام جنبه های زندگی ما نقش اساسی و مهمی ایفا میکند.
بسیاری از فوتبالیست ها هزینه و وقت زیادی برای کسب و یا افزایش اعتماد به نفس صرف میکنند.
بازیکن دارای اعتماد به نفس بالا به راحتی با تیم دیگر ارتباط برقرار میکنند و چالش هائی که برای سایر بازیکنان به هنگام تغییر تیم خصوصا ترانسفر به یک کشور خارجی که زبان آنان را نیز بلد نیست ،وجود دارد ، برای وی یا اصلا مطرح نیست و یا به اندازه حداقل ممکن وجود دارد.این بازیکن از تعاملات با دیگران حداکثر استفاده را میبرند .
نشانه های اعتماد به نفس :
رفتار شما ،صلابت راه رفتن ، زبان بدنتان ، نوع صحبت کردن و محتوای کلامتان ، طرز نگاه کردن ، لبخند زدن ، اخم کردن و ... همه و همه میتوانند نشانه هائی از داشتن و یا عدم اعتماد به نفس در شما باشد .
دروازه بانی را در نظر بگیرید که در مقابل چشمان هزاران تماشاچی حریف در مقابل ضربه پنالتی قرار گرفته و نتیجه این ضربه میتواند زحمات یکساله تیمش را در لیگ به بار بنشاند و یا بر باد دهد . مسلما نوع نگاه کردن او ، قدم برداشتنش و حتی لبخند او میتواند موجب تضعیف و یا تقویت روحیه بازیکن پنالتی زن حریف شود.
افت عملکرد فوتبالیست
شاید مشاهده کرده اید که گاها برخی از فوتبالیست ها ،حتی آنهائی که فوق حرفه ای بازی میکنند (……. ) دچار افت شده و علی رغم آمادگی جسمانی و توپ زدن در بهترین باشگاههای مطرح اروپائی ،از سطح بالا و همیشگی خود در فوتبال برخوردار نیستند . ظاهرا هیچ کمبودی هم وجود ندارد و تمام امکانات و ملزومات لازم مهیاست ... ولی با این وجود مربیان ، خود بازیکن ،تمام مفسران ورزشی و حتی مردم عادی کاهش و افت عملکرد آن بازیکن را حس میکنند.
در این موقعیت چنانچه فوتبالیست مورد نظر خود را رها نموده و با جریان پیش رود ،و انگیزه های لازم خود را از دست بدهد و سست و بی حال دچار خستگی شده و .....دیری نخواهد پائید که نه تنها از عرش به فرش فرود خواهد آمد بلکه به مرورزمان به دست فراموشی سپرده میشود و چندی دیگر حتی نام وی نیز برای مردم غریبه میشود.
علت چیست؟
قطعا هر پدیده ای معلول علتی است و در اینجا نیز علل بسیاری میتواند دخیل باشد ، اما آنچه بیشتر برای فوتبالیست ها پیش میآید ممکن است برخی ازموارد زیر باشد:
1- تمرینات فشرده و مداوم و بدون استراحت ، بازیکن برای اینکه سرآمد باشد علاوه بر تمرینات تیمی روی به تمرینات سخت و طاقت فرسای انفرادی آورده و تفریحات و استراحت را که جزء زندگی یک قهرمان است را فدای تمرینات انفرادی غیر اصولی نموده و بیش از آنچه که لازم است از جسم و روان خود استفاده میکند.
2- بر عکس مورد بالا فوتبالیست مورد نظر در هنگامی که خود را دراوج میبیند احساس میکند دیگر نیازی به تمرینات منظم و علمی ندارد. در تمرینات تیمی دیر شرکت نموده و در تمرینات نیز به خود فشار نمیآورد و آنقدری را به مشارکت در تمرینات میپردازد که متهم به تنبلی نگردد. در واقع بیشتر وانمود به تمرین میکند. بی نظم شده و اصول اولیه حرفه ای گری را زیر پا میگذارد .دیگر تمرین را برای تازه کارها مفید میداند !
3- بیشتر وقت خود را به امور غیر فوتبالی و احتمالا تبلیغاتی و تجاری میگذراند ، و در واقع نقش اصلی خود را بعنوان یک بازیکن حرفه ای فوتبال فراموش نموده و به یک تاجر تبدیل میشود که فوتبال هم بازی میکند!
4- با تعریف و تمجیدی که رسانه ها ( روزنامه ها ، رادیو ، تلویزیون ، خبرگزاری ها و...)از وی بعمل میآورند دچار غفلت شده و در واقع هنگامی که خود را در کانون اصلی توجه مردم میداند به اصطلاح عامیانه خود را گم میکند و دیگر خود را نیازمند یادگیری بیشتر ، مطالعه ، تمرین ، تماشای فوتبال لیگ های معتبر و ... نمیبیند.
5- علی رغم شایستگی که دارد ،با نظر مربیان مربوطه روی نیمکت نشسته و در ارنج اصلی تیم نیست و فیکس بازی نمیکند.در اینجا بازیکن با مشاهده بازیکنان دیگر که به نظر خودش شایستگی های وی ندارند ولی بعنوان بازیکن اصلی وارد مسابقات میشوند، با افت انگیزه روبرو شده و احساس مغبون شدن مینماید و همین عامل باعث افت شدید وی در بازی میشود.
6- فوتبال برای فوتبالیست یکنواخت و خسته کننده شده است .
7- .......
... چه باید کرد؟
الف)هیچ غذائی بدون نمک خوشمزه نیست ولی همین نمک اگر خیلی زیاد باشد آن غذا قابل خوردن نخواهد بود . اعتدال در همه زمینه ها راهی منطقی برای استمرار یک موفقیت است ، جسم و روان هر فردی ظرفیتی دارد که میبایست مطابق با آن ،میزان فعالیت ها مشخص گردد. حتی اگر تمریناتی خارج از اندازه های تعیین شده توسط مربیان و در جهت افزایش کارآئی فردی برای فوتبالیست قائل شویم الزاما باید توسط افراد متخصص و بصورت کاملا علمی صورت پذیرد.شاید برای عبور از این موقعیت یک مسافرت کوتاه بتواند تاثیر مثبتی داشته باشد.
ب)هیچگاه فراموش نکنیم که موفقیتمان را در فوتبال به چه دلائلی بدست اوردیم ، قطعا یک عامل و یا دو عامل موجبات پیشرفت ما را فراهم نیاورده و مجموعه عوامل دست بدست هم داده و موقعیت کنونی را شکل داده اند . یکی از این عوامل ، تمرینات تکنیکی و تاکتیکی است . آمادگی جسمی و روانی ارتباط مستقیم با تمرینات متناسب با هر فرد دارد. کاهش و یا افزایش غیر اصولی آن میتواند خطر ساز باشد.
ج)همیشه در نظر داشته باشید که عمر حرفه ای فوتبال بسیار کوتاه است و چنانچه تمرکزتان را در این فرصت کوتاه از فوتبال به فعالیت دیگری متوجه سازید ، مطمئن باشید که هر دو را از دست داده اید . چرا که همگان شما را در اوج فوتبالتان قبول دارند و قطعا اگر فعالیت اولتان فوتبال نباشد ، در اوج نخواهید ماند!!
د)یک بادکنک را تا جائی میشود باد کرد که ظرفیت دارد ،یک فوت بیشتر موجب ترکیدن آن میشود . البته انسان بادکنک نیست و قدرت انعطاف وی بسیار بالاست ،اما نکته قابل تامل اینست که برخی از بازیکنان مهارت این انعطاف پذیری و افزایش ظرفیت را ندارند و با چند مصاحبه اول خود را در بالاترین مرتبه ممکن میبینند . و این میتواند پایانی بر آغاز موفقیت هایش باشد. همیشه با مصاحبه و خبر نگار و کلا رسانه ها باید بسیاری از جوانب را در نظر گرفت و بازیکن اسیر تعریف های خام و بعضا جهت دار نشود.متانت در انجام مصاحبه ، پرهیز از بزرگ نمائی ، دوری از مصاحبه در لحظات هیجانی ( بلافاصله پس از بازی ) و...
ه) مواقعی هست که بازیکن علی رغم داشتن آمادگی و گاهی بیش از سایرهم تیمی ها ،با نظر مربی در ترکیب اصلی تیم قرار نمیگیرد.در این هنگام بجای تفکرات منفی و پرداختن به حواشی که آفتی به جان بازیکن میباشد ،میبایست با تمرکز و توجه بیشتری به تمرینات پرداخته و در فرصت هائی که بازی به وی میرسد داشته های خود را به رخ کشیده و در عمل و نه با حرف و مصاحبه های آنچنانی ، مربیان را وادار به حضور فیکس در ترکیب اصلی تیم بنماید.
و)انجام مداوم و یکنواخت یک فعالیت بطور مستمر و بدون تنوع و انگیزه های لازم ،به فرسودگی و خستگی مفرط می انجامد و فوتبال نیز از این قاعده مستثنی نیست.یک فوتبالیست در کنار تمرینات تیمی و انفرادی ، مسابقات لیگ ، حذفی ، جام باشگاهها ی قاره ای ، احیانا تیم ملی ،دوستانه، خیریه و... دقت کنید الزاما باید از تفریحات وفعالیت های لذت بخش جانبی همانند سینما،کوهنوردی،ورزشهای مفرح (شنا،و..) ، مسافرت های خانوادگی و.. آنچه که تغییر مثبت ذائقه روانی فوتبالیست را فراهم میآورد خود را بهرمند سازد.در غیر اینصورت همانند ماشینی است که چرخدنده هایش بی وقفه ودائما میچرخند بدون اینکه روغن کاری شده باشند ، حتما، گریپاژ میکند و از کار میافتد.
برچسبها:
روانشناسی در فوتبال